خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

848

نهج البلاغة ( فارسى )

از دست داده و آمده كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - را تسليم نمايد ، ابو طالب فرمود : اى مردم سخنى گويم كه بر خير شما است : برادر زاده‌ام محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - به من خبر داده كه خداوند موريانه را بر نامه‌اى كه پيمان را بر آن نوشته‌ايد گماشته ، آنچه در آن نوشته شده خورده فقط نام خدا را بر جا گذاشته ، اكنون آن نامه را حاضر كنيد اگر او راست گفته شما را با او چه جاى سخن است از دشمنى با او دست بداريد ، و اگر دروغ گويد او را تسليم مى نمايم تا بقتل رسانيد ، گفتند : نيكو سخنى است ، پس رفتند و آن نامه را از امّ الجلاس گرفته آوردند و گشودند همهء آن را موريانه خورده بود جز لفظ باسمك اللّهمّ كه در جاهليّت بر سر نامه‌ها مى نگاشتند ، و دست منصور ابن عكرمه نويسندهء آن قرارداد شل شده بود ، چون چنين ديدند شرمنده شدند ، پس مطعم ابن عدىّ نامه را پاره كرد و گفت : ما از اين نامهء ستم رسان بيزاريم ، آنگاه ابو طالب به شعب بازگشت ، روز ديگر مطعم ابن عدىّ به همراهى چهار تن ديگر از قريش با او همراه شده بودند به شعب رفته بنى عبد المطّلب را به مكهّ آورده و در خانه‌هاشان جاى دادند ، لكن مشركين پس از بيرون آمدن حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - از شعب باز بنا بر عقيدهء نادرست خود چندان كه توانستند از دشمنى با آن بزرگوار خوددارى نكرده در آزار او كوشيدند ، خلاصه در نامهء زير امام عليه السّلام براى بيدار كردن معاويه از خواب غفلت به اين سرگذشت اشاره نموده مى فرمايد : ) قبيلهء ما ( قريش ) خواستند پيغمبر ما را بكشند ، و ريشهء ما را بر كنند ( نابود نمايند ) و غمّها و اندوه‌ها براى ما پيش آوردند ، و ناشايسته‌ها در بارهء ما به كار بردند ، و ما را از آسايش و خوشى باز داشتند ، و ترس و بيم را ويژهء ما قرار دادند ، و ما را به رفتن سوى كوه سخت ( بى آب و علف شعب ابو طالب ) بناچارى وادار نمودند ( و در آنجا محصور كردند ، در اوّل سال هفتم از بعثت پيغمبر اكرم ) و آتش جنگ را براى ما افروختند ، پس به خواست خداوند ما شرّ دشمن را از پيغمبرش دفع كرده از حريم حرمت او دور نموديم ( نگذاشتيم آسيبى به آن بزرگوار برسد ) 2 مؤمن ما ( كه به پيغمبر ايمان آورده بود مانند ابو طالب و حمزه ) پاداش پشتيبانى نمودن از پيغمبر ( رضاء و خوشنودى خدا ) را مى طلبيد ، و كار فرما ( كه اسلام نياورده بودند مانند عبّاس و مطعم ابن عدىّ ) به جهت خويشى